سیاسي لېکنې

پیروزی ایمان بر آهن

سعید مبارز

این جنگ، جنگ ایمان و آهن است. بلی، صف دشمن صدها هزار نیروی نظامی دارد که با جنگ افزارهای مدرن و‌ پیشرفته تا دندان مسلح است و به مدرن ترین وسایط جنگی اعم از زمینی و هوایی مجهز است، بیش از چهل کشور کفری با همه نیرو و توانایی از صف دشمن پشتیبانی کردند و می کنند و هزاران رسانه های مختلف بخاطر روحیه بخشیدن به نظامیان این صف از کاه، کوه می سازند.

اما با این همه بزرگی لشکر، امکانات بی سروپای جنگی و حمایت همه جانبهء امریکا و ناتو، می بینیم که در مقابل یک لشکر کوچک اما بزرگ، ضعیف اما قوی، ناتوان اما قدرت مند، لشکری که از هیچ نوع امکانات مدرن نظامی برخوردار نیست، عاجز مانده، شکست خورده و به شکست فضیح خود اعتراف هم دارد.

چه چیزی می تواند دلیل برای این پیروزی باشد که دشمن قوی را مبهوت ساخته است ؟ آیا براستی تعداد طالبان زیادتر از آنچه است که می بینیم ؟ آیا طبق تبلیغات دشمن، پشت سر ایشان دستان قوی تر از امریکا و متحدین اش وجود دارد ؟ آیا  نیروهای دشمن در پوسته ها و قرارگاه ها اجازهء جنگ ندارند که گروه گروه کشته و گرفتار می شوند ؟

تحلیل بنده بعد از مطالعهء افکار، اندیشه ها، پالیسی ها و استراتژی های جانبین اینست که این دو صف چنانچه در ظاهر از هم متفاوت اند، در باطن و از لحاظ ایدئولوژی، عقیده و هدف نیز با هم زمین و آسمان فرق دارند و اصلا قابل مقایسه نیستند، اشتباه بزرگ تحلیلگران مادیات پرست هم از همین جا است.

دا هم ولولئ  اندرابي بریاوي څه ته وایي…!؟

عساکر ادارهء مزدور کابل صرف برای چند دالر می جنگند، نه روحیهء قربانی و فداکاری دارند، نه آگاهی از دین دارند، نه از جهاد و مقاومت خبر دارند و نه هم از غیرت و حمیت اسلامی چیزی می دانند.

اما طالب جان بعد از فراگیری علوم قرآنی و نبوی و با درک مسئولیت ایمانی و وجدانی، برای بیرون راندن اشغالگران و برپایی یک نظام مستقل اسلامی و نهایتا بخاطر رسیدن به رضایت پروردگار سلاح بر شانه گذاشته و بدون کدام مزد دنیوی بی باکانه می جنگد،یا به هدف والا که همانا شهادت است می رسد و یا پیروز میدان می گردد.

بلی، جنگیدن بر اساس ایدیولوژی و عقیده و برای اهدف والا سبب عمدهء پیروزی طالبان است، اهدافی که لیاقت دارد صدها جان را نثار آن کرد. آن هایی که در این صف قرار دارند، آرزو می کنند ای کاش باز زنده شوند باز کشته شوند، باز زنده شوند باز کشته  شوند و باز……

پیروزی لشکرهای کوچک مسلمان ها بر قوت های بزرگ طاغوت، در تاریخ اسلام و بشریت چیزی تازه نیست. اگر نگاه گذرای به صدر اسلام و غزوات که در آن زمان (مانند : بدر، خندق،  خیبر و تبوک) رخ داده بیاندازیم، می بینیم که مسلمانان آن زمان به مراتب از دشمن ضعیف بودند و هیچ نیرو و امکانات نظامی قابل ملاحظه ای نداشتند، اما باز هم پیروزی های روزافزون نصیب شان می شد و مناطق تحت سیطرهء اسلام و مسلمانان روز بروز گسترش می یافت.

دا هم ولولئ  ولسمشريزې ټاکنې او سياسي بحران!!

اگر از نادانان امروز که بنام های این و آن پشت پردهء تلویزیون ها نشسته اند، جز مادیات چیزی دیگری را نمی بینند و پیروزی های مجاهدین را تحمل نمی توانند، پرسیده شود که چطور در آن زمان مسلمانان با همه ضعف مادی که داشتند پیروز می شدند، اعتراف خواهند کرد که حتما رازی دران نهفته است که ما نمی دانیم.

پس باید این واقعیت را درک کرد که اسباب پیروزی طالبان در میدان های نظامی و سیاسی، ایمان قوی، عقیده و اندیشهء سالم اسلامی، اخلاص در عمل و توکل به کمک های غیبی الهی است. وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ.



زموږ په ویب پاڼه کې هره خپریدونکې لیکنه د لیکوال خپل نظر او تحلیل ده د ادارې توافق ورسره شرط نده

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close