سیاسي لېکنې

۲۶دلو روز شکست ننگین قوای اشغالگر شوروی از افغانستان

امروز (۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ هجری خورشیدی)؛ مصادف است با پیروزی تُهی دستانِ برهنه پا، کرباس پوشان ژوليده سر، مبارزان شکم گرسنه، رزم آوران بی دفاع، مدافعین راستین کشور – توده اندک ولی متکی بخدا، در مقابل لشکر تا به دندان مسلح استعمارگر بی خدا، ظالم، جبون، خون آشام، انسان ستیز، بی رحم و سنگ دل (اتحاد جماهیرشوروی سابق)، امپراطوری که آفتاب در قلمروش غروب نمی کرد و قطب غرب یعنی امریکای متکبر از هیبت و دبدبه اش خواب راحت نداشت!

(اتحاد جماهیرشوروی سابق) افغانستان عزیز را در سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی طی تهاجم بی رحمانه و گسترده اشغال کرد. هدف تجاوز روسها بر افغانستان رسیدن به آب های گرم بحرهند بود، می خواستند افغانستان را به قصد آب های گرم عبور کنند، و در ضمن طی چند روز محدود نظام دست نشانده خود در کابل را که در حال زوال بود سرو سامان داده تقویه نمایند.

نظام حاکم در کابل یک رژيم الحادی، بی بندوبار و ظالم بود، از ظلم و وحشت اش هیچ طبقه و گروهی از جامعه ما در امان نبود، هرآن شخص و گروهی را که آزادیخواه و در مخالفت با اندیشه پوچ کمونستی می یافتند به فجیع ترین وجه شکنجه نموده از بین می بردند. هرچند که عالم، معلم، روحانی، سرمایه دار، زن، مرد، پير، جوان حتی اطفال در گهواره و … از بیداد و جبرشان در امان نبود، ولی با آزادی خواهانی که در مجموعه مقدس جوانان مسلمان (نهضت اسلامی افغانستان) جمع شده بودند، علمای دین و همچنان با روشنفکرانی که برای آنروز و فردای کشور می اندیشدند دشمنی هدفهمند و عقیدوی داشتند، اگسا، خاد و قوه قهریه رژیم با تمام قوت علیه آنها مقابله می کردند، می بستند، به زندان ها می انداختند و می کشتند، بدین ترتیب دین ستیزی ها، جنایات ضد بشری و مظالم شان بر افغان های بیچاره باعث شد که این ملت مجاهد و مومن کم کم بیدار شده و برعلیه آن رژيم بایستند، کمونست ها با استفاده از همه امکاناتی که در دست داشتند بر افغانها انواع و اقسام مظالم را تجربه کردند، اما خود را در مقابل افغانان مجاهد، آزادیخواه و مومن ناتوان دیدند، همان بود باداران روسی خود را به افغانستان فراخواندند تا به زور آنها نظام نیم جان خود را حفظ کنند، به این ترتیب در سال ۱۳۵۸ پای روس را به کشور کشاندند. روس ها با همه ساز و برگ نظامی از زمین و فضا بر کشور ما تاختند، آنها باورمند بودند که می توانند طی چند روز یا نهایتا چند هفته محدود سروصدای آزادی خواهان را خفه کنند، اوضاع را مهار نموده و حکومت دلخواه خود را در افغانستان حاکم سازند و به این ترتیب به قصد آب های گرم حرکت کنند.

اما مقدرات الهی خلاف خواب های بی تعبیر روس های بدمست بود، اراده خداوند این بود که اتحاد جماهیر شوروی را با دست تهی افغان های مومن و خداجو به زوال ابدی محکوم کند، آهن را توسط گوشت و خون بشکند، اندیشه الحادی کمونیزم را در مقابل توحید شکست دهد.

همین بود که خداوند به همت افغان ها افزود و به آنها توفیق بخشید که در مقابل قشون ویرانگر روس بایستند، امکانات مجاهدین افغان در مقابل روس قطعا قابل مقایسه نبود، عساکر اشغالگر شوروی از پیشرفته ترین امکانات عسکری برخوردار بودند، بطور مثال می توان از کلاشینکوف، پیکا، راکت انداز، توپ، تانک های غول پیکر، طیارات جنگی و … نام برد، که حتی تا اکنون هیچ کشوری توانمند نتوانسته است اسلحه رقیب آنرا تولید نماید و تا اکنون هم از پیشرفته ترین جنگ افزار های جهان به حساب می روند.

در مقابل، جبهه نو تاسیس نهضت اسلامی که محور مجاهدین افغان بود، از هیچ نوع امکانات مادی و تسلیحاتی برخوردار نبود، تجربه و مهارت جنگی هم نداشت، اعضای مبارز آن حتی از تسهیلات و امکانات ابتدایی زندگی عادی هم محروم بودند، چون آنها از سال ها قبل بدینسو از سوی دست نشانده گان اجانب تحت تعقیب و تحریم قرار داشتند، اسثناءً تعداد معدودی از آنها سلاح های کهنه و از کار افتاده را در اختیار داشتند که از لحاظ کیفیت و کمیت قطعا روی آن حساب کرده نمیشد.

دا هم ولولئ  د بندیانو تبادله، او د کابل مذاکراتي پلاوی…!!

ولی این تهی دستان برهنه پا، راهیان ابراهیم خلیل وعملداران توحید؛ که با سلاح ایمان به خدا و توحید مسلح بودند، در مقابل تهاجم و مظالم لشکر تا به دندان مسلح و الحادی اتحاد جماهیر شوروی ایستاده گی نمودند، و این مقاومت آهسته آهسته افغانستان شمول شد و بیداری اسلامی و آزادمنشی همه کشور را فراگرفت، بدین ترتیب افغان های مومن در هر کنج و کنار ممکلت قطعات روسی و غلامان حلقه بگوش و قسی القلب آنها را با داس، تبر، تفنگ های یازده تیر و …

مورد حمله قرار دادند، جهاد و مبارزه مردم آنقدر جوش و خروش گرفت که دیگر نه بمباردمان بم افگن های روسی از همت مردمی توانست بکاهد و نه هم تانک های غول پيکر، روس ها و کمونست ها برای خاموش کردن صدای رسای آزادی خواهی حملات خود را از زمین وفضا بر افغان ها شروع کردند، نه در حق اطفال معصوم ترحم کردند، و نه به خانم ها و کهن سالان رحمی کردند، خانه های مسکونی را با پرتاب راکت ها، بم های خوشه ئی، توپ و تانگ به آتش کشدیدند و اهل آن را زنده زنده سوزاندند، سر و سینه مردم را به رکبار مسلسل بستند، آن عده افغان های بی دفاع را که زنده اسیر گرفتند با خود به زندان ها انتقال دادند، ناخن های دست و پای شان را با انبور از جا بیرون کردند، به برق دادند، بر فرق های شان روغن داغ کردند، زیر چین تانک های خود کردند، به ظالمانه ترین وجه به شهادت رساندند و حتی هزارها تن را زنده به گور کردند، با گذشت هر روز خشونت اتحاد جماهیر شوروی و کمونست های بی خدا در مقابل افغان های مسلمان شدت می گرفت، با گذشت هر روز افغان های بی دفاع تازه ترین انواع مظالم را تجربه می کردند و با گذشت هر روز تعداد قربانی های پاکبازان نهضت اسلامی بیشتر می شد و دریای خون شان که به دست کمونست ها جریان یافته بود طوفانی تر و پرخون تر می شد، لشکر ویرانگر خرس قطبی و شغالان افغانی آن با شدت بخشیدن جنایات و بیداد شان می خواستند افغانان مجاهد را تضعیف و سرکوب نموده و به اهداف شیطانی و استعماری خود نایل آیند، اما برعکس خدای قوی در قوت، همت، ثبات، کمیت و کیفیت مجاهدین افغان می افزود، با گذشت هر روز دامنه نفوذ نهضت اسلامی گسترده تر می شد و در وجب وجب کشور و همه اقوام و اقشار ملت ریشه می کرد، با مرور زمان مردم از نهضت اسلامی و رهبری آن آگاهی بیشتر و دقیق تر حاصل کرده و آنها را آزادی خواهان واقعی و فرزندان اصیل کشور می یافتند به همین دلیل جوانان با درک و مجاهدمردان تازه نفس گروه گروه به این صف می پیوستند، این روند باعث میشد تا سنگرهای جهاد علیه اشغالگران روسی داغ و داغتر شود. همت افغان ها بالا برود، عزم شان متین تر شود و روحیه جنگی شان در مقابل دشمن اوج گیرد.

مجاهدان افغان دیگر با توپ و تانک، بمباردها و کشتن و بستن عادت کرده بودند، به هراندازه ایکه بی رحمی و قساوت دشمن اوج می گرفت به همان اندازه مقاومت افغان ها نیز بالا میرفت، با دستان خالی و قلب های سرشار از ایمان و توکل به خدای توانان سینه را در مقابل دشمن سپر می نمودند و جوی های خون خود را به منظور نیل به اهداف بزرگ ملی و اسلامی که همانا آزادی کشورشان و اعلای کلمه خدا در ملک خدا بود شنا می کردند، زنده به گور شدن، تناب دار و کوره های آتشین را چون باغچه های سرسبز میوه و بستر های بخملین استقبال می کردند و از جمجمه های خود در مقابل پیشرفت لشکریان اتحاد جماهیر شوروی سد های محکم و شکست ناپذیر می ساختند، به این ترتیب و با این فداکاری ها و جان فشانی هائیکه تاریخ معاصرجهان نظیر آن را نداشت، از دبدبه و هیبت کرملین مغرور و متکبر کاستند و بر اندام داعیه داران هرزه و پوچ مغز (خانه، لباس، مسکن) و مفکوره الحادي کمونستی چنان مرگ لرزه ئی را وارد کردند که با سپری شدن هر روز تاب و توان مقاومت در مقابل افغان های بیگانه ستیز را از دست داده و به پرتگاه ابدی خود نزدیکتر می شدند.

دا هم ولولئ  په کابل کې د اعلان شوي مذاکراتي ټیم په اړه د اسلامي امارت د ویاند څرګندونې

خواب تسخیر افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی طی چند روز محدود و همچنان رویای رسیدن به آب های گرم برای روس ها بی تعبیر ماند، جنگ شوروی و افغان به درازا کشید و شوروی در این جنگ نابرابر شمشیر و خون چنان گیر ماند که کرملین نشینان را دیوانه و مایوس ساخته بود و هر تدبیر و طرحی را که برای مهارساختن افغان ها و بیرون کردن شوروی ازآن پرتگاه طراحی می کردند بی نتیجه می ماند. کشور مسلمان ما نزدیک به یک دهه در اشغال شوروی اسبق محصور ماند، و این یک دهه به اندازه یک قرن دشوار وگران سپری شد، در این مد ت دست کم یک و نیم میلیون افغان کشته شد، صدها هزار افغان معلول و زخمی شدند ونزدیک به شش میلیون افغان دیگر مجبور به ترک کشور و مهاجرت به ملک های غیر شدند. از یکسو قربانی ها، ایثار، مبارزات و مجاهدت های بی دریغ افغان ها و از سوی دیگر کشته شدن بیش از ۱۳ هزار نظامی این کشور و زخمی شدن نزدیک به ۴۰ هزار تن دیگر، روند فروپاشی بلوک شکست ناپذیر کمونیستی را سرعت بخشید.

شوروی سابق در جنگ ناخواسته افغانستان، در کنار از دست دادن ابهت افسانه‌ای خود، نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار هزینه کرد. اشغال کشورمان توسط شوروی سابق، بیش از یک ونیم میلیون ازهموطنان مان را نیز به کام مرگ کشاند و میلیون‌ها تن دیگر را از کشور آواره ومهاجر ساخت. مردم همه ساله از سالروز خروج ارتش شوروی از افغانستان به عنوان روز پیروزی خون برشمشیر یاد می‌کنند و از مصائبی که در این مدت بر آنان گذشت، خاطرات تلخی دارند.

درحالیکه این پیروزی بزرگ و این واقعه تاریخ ساز را که سیر تاریخ را تغیر داد، جهان را تک قطبی ساخت و پایه های مستحکم پکت یکه تاز وارسا را درهم ریخته و کاخ غرورش را فرو ریختاند، به همه مجاهدین سربه کف افغان، خانواده های شهدایی که درخت سبز انقلاب از خون شان آبیاری شد، دوستداران جهاد، حامیان مومن جهاد افغان و همه آزادی خواهان خداجوی کشورم مبارک باد می گویم میخواهم پیامی به هموطنانم وهمسایگان مان وهمه کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان داشته باشم و ان اینکه بیائید از گذشته ها درس گرفته و بپذیرید که افغانهای مسلمان وغیور هرگز تحمل زندگی زیر یوغ اسارت را ندارند و برای هیچ مداخله گر مغرضی اجازه نمیدهند درمورد سرنوشت شان تصمیم بگیرند. بیایید افغانان را بگذارید تا برای تعین سرنوشت شان خود تصمیم بگیرند و ان ها را در راستان اوردن صلح وثبات در کشور شان یاری وهمکاری نمایید چون صلح وثبات افغانستان سبب ثبات وارامش در منطقه خواهد شد. بیایید این کشور ویرانه را بیشتر ازین بعنوان میدان رقابت های ناسالم و ابزار حفظ منافع خویش استفاده نکنید و بدانید که سرنوشت هر مداخله گر وهر نظام اجیر در این کشور همانند سرنوشت روسان ومزدوران شان خواهد بود و این روز بزرگ وبیاد ماندنی ( بیست وششم دلو) در تاریخ این کشور مردخیز بارها وبارها تکرار خواهد شد.

وماذلک علی الله بعزیز.

۲۶ دلو ۱۳۹۸



زموږ په ویب پاڼه کې هره خپریدونکې لیکنه د لیکوال خپل نظر او تحلیل ده د ادارې توافق ورسره شرط نده
Close